.

خرید بک لینک
خبنمایشگاهمونم دیشب تموم شد... پر از حسای خوبماین روزا بیشتر از هر زمانی نیاز دارم یکی درکم کنه...خداکنه بتونم موفق شمخدا کنه!تدریس توی دانشگاه کار خیلی سختیه ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:23

حرف بزن

یه جمله بگو

....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:23

دنباله ی کار خویش گیرم!باید قوی بود و خلاف جریان رود شنا کرد. دیگه تدریس توی مدرسه حالمو خوب نمیکنه. چقدر بده اینکه مجبور باشی به کاری... چرا چهارشنبه ها حالم اینجوریه؟ خیلی وقته عوض شدم. یادم نیس اخرین ب ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 189 تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:23

نشستم رو کوهزل زدم به خیسی خیابونا و  فقط صدای لاستیک ماشینا ...چه آرامش خوبی داره اینجا. ادم باورش میشی همه چی خیلی کوچیک و بی ارزشه! مگه ما کی هستیم که زندگیو واسه خودمون اینقدر سخت میکنیم...؟ #آرامش#بارو ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:23

قول میدم آخرین تماس باشه

خداحافظ

....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:23

هممممممم

#آقای_خوشبخت

#کارورزی

#نمایشگاه

#جمعه

#ورک_شاپ

#استادی

#بیدفاع_یراحی

#اقاقی_ابی

#کاش_لحظه_های_رفتن...

#هیس

#بخند

....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 6:32

خیلی چیزارو اینجا ننوشتم... از سفر از درس از کار! ازینکه چقدر ماه قشنگ بود وقتی بر میگشتیم. ازینکه برگشتن همیشه خوب نیست...از دریا موقع طلوع خورشیدش که با خاله رفتم لب ساحل قدم زدن. از قایق سواری روز آخر و جž ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 6:32

امروز دومین روز نمایشگاه بود

چقدر خسسسستم

سر فرصت می نویسم همه شو

...

....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: خسسسسته, نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 6:32

برنگشتیمدلم گرفتهلهم500 متر بیشتر فاصلم با دریا نیستیوقتایی سفرم حال آدمو خوب نمیکنهدارم دیوونه میشم...دیوونه!ت ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 11:23

از 3/5 بیدارمکابوس دیدمدر زدن در خونه قبلیمونبعد یهو در باز شد دویدم توی پله ها ببینم کیه... یه مرد عرب و چاق بود با یک ز ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 11:23

صفحه بندی